ظاهر

.

آسمونِ تیره‌ی شبم...

جمعه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۷، ۰۲:۳۷ ق.ظ

ماه، امشب هرازگاهی خودش را می‌کشاند پشت ابرها. انگار که خجالت بکشد از آن‌چه در چنین شب‌هایی دیده است. ماه، راوی خوبی‌ست؛ به شرط آنکه، تاب بیاورد. اما، نمی‌آورد. 

+ بشنویم

  • ۹۷/۰۶/۳۰
  • محمدعلی ‌

محرم

نظرات  (۳)

  • פـریـر بانو
  • شب عاشورا نگاهم همش به ماه بود
    قایم می‌شد پشت ابرها
    یا انگاری مه گرفته بودش...
    تار می‌شد...
    روشن می‌شد...
    غیب می‌شد...
    با خودم می‌گفتم ماه هم غمگینه انگار...
    شب و روز عاشورا و شام غریبان امسال هوای اینجا واقعا حزن داشت...
    پاسخ:
    اوهوم. هوای اینجا هم حزن عجیبی داشت. گرفته و تیره و تار.
  • آمانیتا موسکاریا🍄
  • تاسوعا و عاشورای شهر ما بارونی بود... دائم توی این فکر بودم که اگه اون سال بارون میومد چی میشد! ولی خب بعضی اتفاق ها افتادنی و گریزناپذیره...
    پاسخ:
    فکر می‌کنم که باید همه‌چیز در ثابت‌ترین وضعیت پیش می‌رفت، نه بارونی، نه ابری و نه راهی. تا دشمن خودش رو، به تمام معنا، نشون بده. با بستن آب؛ با حرکت حرمله؛ با کاری که با مشک عباس کردن...
  • آمانیتا موسکاریا🍄
  • این اتفاق باید میفتاد که اسلام به قهقرا نره :) واقعا امام خمینی چقدر درست گفتن که محرم و صفر هستن که اسلام رو زنده نگه میدارن!
    پاسخ:
    :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">